على محمدى خراسانى

45

شرح رسائل (فارسى)

بوده و لذا اگر كسى دروغ بگويد نه به قصد اصلاح ذات البين عقل مىگويد قبيح است اگرچه اتفاقا بر اين كذب مصلحتى هم مترتب بشود ولى آن ربطى به شخص كاذب ندارد همچنين ضرب اليتيم براى تشفى بد است اگرچه اتفاقا اين ضرب مايه تاديب يتيم هم بشود ولى اين ربطى به شخص ضارب ندارد و معلول فعل او هم نيست بلكه تصادفا حادث شده نتيجه اينكه : يا تجرى قبح ذاتى دارد فعلا يا فاعلا و يا قبح اقتضائى دارد و همچنان به مقتضى بودنش باقى است و چيزى كه مانع شود و جلو قبح را بگيرد نيامده به بيانى كه تفصيلا ذكر شد پس فرمايشات صاحب فصول مقبول نيست . صاحب فصول كلام ديگرى هم دارد و آن اينكه هرگاه شخص تجرى كرد يعنى علىرغم قطع به حرمت عمل را مرتكب شد و مصادف واقع درنيامد كه مباحث آن ذكر شد ولى اگر تجرى مصادف با واقع شد يعنى قطع به حرمت پيدا كرد مع‌ذلك مرتكب شد و در واقع هم عمل حرام بود در اينجا عقاب تجرى و عقاب واقع تداخل مىكنند ، مرحوم شيخ مىفرمايد : مرادتان از تداخل چيست ؟ اگر مرادتان اينست كه يك عقاب بيشتر نيست مىگوئيم اولا شما از كسانى هستيد كه براى عنوان تجرى مستقلا عقوبت قائليد حال اگر يك عقاب باشد اين يك عقاب مال تجرى است ؟ يا مال واقع ؟ به هركدام نسبت بدهيد ترجيح بلامرجح است . ثانيا از روايات استفاده مىشود كه تداخلى و وحدت عقابى در كار نيست چون حديث مىگويد : على الراضى اثم و على الداخل اثمان يكى اثم الرضا و الاعتقاد ديگرى اثم العمل القبيح فلا وجه لوحدة العقاب و اگر مرادتان از تداخل ازدياد كيفر است يعنى مىخواهيد بگوئيد : اگر صرف تجرى بود يك عقاب داشت ولى حالا كه مصادف با حرام واقعى هم درآمده عقاب شخص افزون و مضاعف مىگردد مىگوئيم بر مبناى شما اين حق است ولى